داغ میشود تن تابستان
و مرداد بوسههایاش را بر شاخههای درخت مینشاند.
گیلان در ازدحام طعم دلنشین تابستان
و گیلانیان، سراسر شور و اشتیاقاند
در رقص دختر خورشید
بر فراز شالیزارهای سبز و انبوه
در آستانهی انتشار پنجمین شمارهی گیلانیان هستیم، در حالی که شمارهی گذشتهی آن به دلیل امتحانات دوستان حاوی مطالب کمتری بود، در این شماره سعی بر آن بوده به روال عادی گیلانیان باز گردیم که دبیران هر بخش برای تهیهی مطالبی پربارتر همت گماشتهاند. ...ادامهی یادداشت
یکم:
اگر تالاب انزلی را زینتی بر تارك سبز گیلان بدانیم بیشك لالههای مردابی با برگهای قلبی شكل و گلهای بزرگ صورتی خود،نگین های زیبای این گستره سبزهستند.
لاله مردابی با نام علمی ( NELUMBIUM NUCIFERUM (caspicum كه در زبان محلی به آن سل باقالا نیز میگویند از گلهای نادر و حفاظت شده كشورماناست. این گیاه زیبای شناور كهبا برگهای پهن و مقاوم محل لانهسازی و جوجهگذاری پرندگان محسوب میشود از اواخر خرداد تا اوایل تیر (بسته به شرایط آب و هوایی ) به گل مینشیند و اواخر تابستان نیز پایان گلدهی است.لاله مردابی گیاهی پایا، دارای ریزوم ضخیم، برگها برآمده از آب، مدور قلبی شكل، بسیار بزرگ تا قطر ۶۰سانتی متر به رنگ سبز متمایل به آبی با كناره كامل، گلهای جالب توجه و درشت تا قطر ۲۰سانتیمتر با گلبرگهای صورتی رنگ ضخیم است.لاله مردابی به صورت پراكنده در اجتماعات كوچكی كه از یك سو به نیزار و از سمت دیگر بهآب باز و یا تودههای گیاهان شناور و غوطهور قرار دارد.
بخش رویدادها در نظر دارد از این پس تنها به رویدادها واخبارگذشته اکتفا نکند، بلکه در راستای معرفی و اطلاع رسانی، نگاهی نیز به اتفاقات ومناسبتهای آینده داشته باشد؛ به همین منظور از این ماه سعی می کنیم حداقل سهمی در بازتاب برنامههای آتی مراکز مختلف فرهنگی وهنری استان درماه، داشته باشیم. پیشاپیش آمادهی دریافت گزارشها واخبار شما نیز هستیم: mhasan.fotovati[at]gmail.com
ادامه متن را بخوانيدآنک که پرده برافتاد
مَرد مُرده آزادانه نفس کشید
رهگذر ایستاد، رد خون را از روی صورتاش کنار زد
و قناری آواز سوزناکاش را نیمهکاره رها کرد
ابرهای سیاه کنار میروند و زیر آخرین اشکهای شوقِ آسمان، این رنگین کمان است که در برابر خورشید سرِ تعظیم فرود میآورد.
شعاعی از نور به سمت سنگی میرود که کنارش رود جوانی جاریست و سرشار از زندگیست.
نور از شکاف کنار سنگ سر زده وارد میشود و به خانه ی مورچه ی کارگر مهمان میشود، مورچه را نوید شروع کار میدهد، مورچه از شکاف بیرون میآید و به سمت رود میرود به سمت جریان ؛ ناگهان به مانعی برمی خورد پس از کمی تقلا، موفق میشود که از آن بالا رود و به سوی آینده اش حرکت کند، آینده ای مجهول.
میتوان در یک تقسیم بندی کلی انسانها را به سه دسته تقسیم کرد:عده ای در سراسرعمرخود رویهی ثابتی را از لحاظ فکری دنبال میکنند، یعنی یا از لحاظ اعتقادی و فکری هیچ گونه تغییری پیدا نمی کنند، یا فرازونشیبشان در مقایسه با زمان خیلی ناچیز است. این عده غالبا در پاسخ گویی در قبال گذشته شان دچار مشکل نخواهند شد، البته نباید دور از نظر داشت که دگم اندیشی هم شاید از این گذر گاه عبور کند. عده ای نیز هستند که در طول زمان از لحاظ فکر، اندیشه ونحوهی عمل، دچار تغییروتحول میشوند و همواره هم به این تحول خود اذعان داشته و پاسخ گوی اشتباهات احتمالی خود نیز هستند؛زنان و مردان بزرگ به این گونه بوده اند وشاید تاریخ نام این افراد را بهتر به ذهن خود میسپارد؛متاسفانه ما در تاریخمان یا این گونه افراد نداشته ایم یا به تعداد انگشتان دست هایمان.
ادامه متن را بخوانيد