مازیار سیدنژاد

تماشای دو اثر آخر محسن مخملباف، یعنی س.ک. س و فلسفه و فریاد مورچگان، مشاهده ی نوع پرداخت کارگردان و مشاهده ی بازخوردهایی مشابه هم، از سوی تماشاکنندگان این دو فیلم با وجود دیدگاه های فکری متفاوتی که داشته اند، وسوسه ی نوشتن این مقاله ی کوتاه را در من شعله ور ساخت.
ابتدا به سراغ چند مثال از کارگردانان بزرگ سینما درباره ی بیان سینمایی می‌رویم. مثال اول، فیلم یک ساعته ی «من خدا هستم، پروردگار شما» با موضوع وجود خدا از مجموعه ی ده فرمان کریستوف کیشلوفسکی است. در صحنه ای از فیلم پسر از پدر درباره وجود روح می‌پرسد و کارگردان در آن حین تصویر بخار قهوه را با حالتی رازگونه نمایش می‌دهد. کارگردان مخاطب خویش را در یک دو راهی قرار می‌دهد و بخار تعبیری از روح  و شاید هم فقط همان بخار باشد.

ادامه متن را بخوانيد
کاوه حوصله‌دار

تقاطع، خون بازی، رئیس، روز سوم، اتوبوس شب. همه‌ی این‌ها فیلم‌های خوبی بودند که در یک سال و نیم اخیر دیدم. اما فیلم‌هایی نبودند که خیلی در ذهنم بمانند و با آن کلنجار بروم. فیلم باغ‌های کندلوس آخرین فیلمی بود که مدت‌ها در موردش فکر می‫کردم و هر بار فکر به آن سر ذوقم می‫آورد، کیفور می‫شدم. مدت‌ها بود منتظر آن سر ذوق آمدن بودم که به همین سادگی پاورچین پاورچین به سینماهای ایران قدم نهاد. به سرعت خودم را به سالن سینما رساندم و با دقت فیلم را دیدم. از فیلم خوشم آمد. بار دوم هم با علاقه رفتم و دیدم و خیلی بیشتر خوشم آمد و آن حس قدیمی‫ای که یک سال و نیم بود به سراغم نیامده بود در من بیدار شد. حس لذتی بلند مدت و سرخوشی عمیق. حس بزرگ شدن و رشد کردن. حالا که از فیلم خوشم آمده می‫خواهم دلایلش را به شما بگویم تا شاید قبول کنید و تحریک شوید فیلم را ببینید و یا اگر فیلم را دیده‫اید با ذهن بازتر به آن فکر کنید.

ادامه متن را بخوانيد
مازيار سيدنژاد

“زمانی من، جوانگ جو، به خواب دیدم که پروانه ای هستم که در اطراف می پرد، با تمام نیازهای یک پروانه و در خیالات خود یک پروانه بودم و از وجود انسانی خویش بی خبر. ناگهان از خواب جستم و خود را دیدم که جوانگ جو هستم . اینک نمی دانم که من انسانی بودم که خواب پروانه ای دیده و یا پروانه ای هستم که خواب می بیند و خود را انسان می پندارد…”

جوانگ جو - فیلسوف چین باستان

ادامه متن را بخوانيد
محمد سعید محصصی

آن چه که به عنوان یک دوست دار سینما از هابرماس برداشت کرده ام (با نگاهی به آثار سینمادیجیتالی ِ عباس کیارستمی)
قسمت اول؛ مقدمه: نگاه به سینما به¬عنوان یک امر بسیار جدی و عنایت هم¬زمان به فلسفه(ی مدرن و پسامدرن) امر تازه¬ای نیست. هریک از منتقدان بنا به مشرب فلسفی¬ای که اختیار کرده و نحوه¬ی تربیت و نگاه خویش به جهان و چالش¬های آن به گونه¬ای این عنایت ِ هم¬زمان را ابراز داشته و در کار خویش که ارائه¬ی درکی و تفسیری و تأویلی از جهان فیلم¬هاست، به¬کار می¬بندد.

ادامه متن را بخوانيد