دومين شماره‌ی گيلانيان را می‌خوانيد که البته قرار بود پس از دو هفته منتشر شود، ولی پس از گفت‌گو و درنگ بسيار، تصميم گرفته شد که طول دوره‌ی انتشار خود را به سه هفته يا يک ماه افزايش دهيم تا جنبه‌ی تحليلی اين نشريه قوت بيش‌تری يابد.

هم‌چون شماره‌ی پيشين و بر اساس قراری که با خود و خوانندگان خود داشتيم، در اين شماره نيز در کنار مطالب با موضوع آزد، نگاه ويژه‌ای داريم به موضوع «رسانه».

و اين خبر را هم بدهيم که موضوع شماره‌ی بعدی‌مان، «محيط زيست و توسعه» است. پس از همين اکنون دست به کار شويد و ما را از آثار خود، چه با موضوعيت «محيط زيست و توسعه» و چه با موضوع انتخابی خويش محروم نسازيد. ايميل ما: gilanianmag[at]gmail.com

ادبيات فارسي
ميرعماد.م. موسوی

مردم ِ گيلان،

سلامی نو به آواز ِ رهايی می‌دهند

با زبان گيلکی،

وسعت به شعر هم‌صدايی می‌دهند

ادامه متن را بخوانيد
آرمين ا.

بازيگران: ماسی. تو. من ِ راوی

«تو» روی تخت دراز کشيده است. پوست تن‌اش چروکيده شده و روی گوشت‌اش آويزان مانده است. از بالا و گوشه‌ی اتاق، چهره‌اش مبهم ديده می‌شود، با اندکی مو روی سرش و پتوی رها شده روی تن‌اش. سرش را به آن طرفی چرخانده است که ماسی نيستاده.

ادامه متن را بخوانيد
ادبيات گيلكي
ساراثابت

«لازم نيه کسی واقف‌دارا به کی اما خانه ميان راديؤ خارجی گوش دهيم.»
هنی خو گبأ تمانأ کوده نکوده، اس.ام.اس سرأ دأم: «نمی‌دونی اين‌جا چه خبره. بابا داره راديو خارجی گوش می‌ده…» خنده امره گم: آقاجان، اَ دؤر و زمانه ميان همه کسˇ خانه مئن ماهواره نهأ! بشم چی بگم؟

ادامه متن را بخوانيد
سميرا بزرگی

درره ميؤن پيلا بيام. صؤبˇ سر که خابˇ جا پا بام و آسمؤنأ نگا کؤردؤم، کوها ديؤم و آفتاوأ که کوهˇ پؤشتˇ جا بيرون اوميه و گاگِلِفيم، ابر و تِرمی.

يه‌ته صؤب، پنج ساله بام، مِه چيؤمؤنأ که بازأ کؤردم، کو پُر بأ از سفيد و سيا لککه‌هون که تکؤن خوردنه؛ گوسندؤن چرا کوردِن!

مِه نگا که زمينأ خورده، روخؤنˇ خشم و خوروشه ديؤمه. مدرسه شيأنˇ زمات روخؤنˇ امرأ هم‌سفر بام.

مِه پيلا نانجه اون روزؤن اين بأ که بتؤنم پُلˇ جا بپرم سفيدرودˇ آبˇ ميؤن. هميشه حسرتˇ جا پسرکؤنأ نگا کوردم که آبˇ ميؤن شيرجه زأينه.

ادامه متن را بخوانيد
معماري و هنرهاي تجسمي
سارا ثابت

زمانی که پای هنر به خیابان گشوده شد

شخصی معمولی، شاعری را در مکانی بدنام می‌بیند. تعجب می‌کند، چرا که تصوری والا و بی گناه از او داشته. در مقابل ابراز تعجب او، شاعر رندانه ماجرایی را برای‌اش تعریف می‌کند:

«چندی پیش، هنگامی که داشتم با عجله از عرض بولوار عبور می‌کردم، در همان حال که میان گل و لای ورجه و وورجه می‌کردم و از خلال این آشوب متحرک که در آن مرگ ناگاه از هرسو چهار نعل سر می‌رسد، راه گریزی می‌جستم، هاله‌ام طی حرکتی ناگهانی از سرم لغزید و به درون گل ولای ماکادام فروافتاد. شهامت آن را نداشتم که از زمین بردارمش. فکر کردم از دست دادن نشان صنفی ام ناراحتی کمتری در پی دارد تا شکسته شدن استخوان هایم. و با خود گفتم، از اینها گذشته، هیچ بخت شوری نیست که تسلایی در پی نداشته باشد. از این پس خواهم توانست در هیئتی ناشناس ولگردی کنم، دست به اعمال ناشایست بزنم، و مثل هر انسان فانی عادی تن به هرزگی بسپارم. و در نتیجه، چنانچه می‌بینی، من هم اینجایم، مردی درست همانند خود تو.»

ادامه متن را بخوانيد
حسام عشقی صنعتی

عنوان انگليسی: Richness Of Meaning In Architecture With Hypertext

در تاریخ معماری، آغاز نوشتن درباب معماری در قالب نظریه و پدیدار شدن ادبیات(1) در این رشته را می‌توان به زمان ویتروویوس ( 85-20 ق. م ) نسبت داد، البته این دوره، هنگامی بود که هنوز گوتنبرگ صنعت چاپ را اختراع نکرده بود. دستنوشته ها ویتروویوس بر کاغذهای ضخیم آن دوران، به نسل های بعد منتقل شد. نقطه ی اوج نظریه پردازی در معماری را می‌توان از اواسط دهه ی 1960میلادی دانست که زمزمه های علیه جنبش مدرن علل الخصوص معماری آغاز گشت.

در امتداد انتقادات و رواج تفکر پست مدرنیستی علیه جنبش مدرنیسم و رجوع نوستالژیک به گذشته، به تدریج منابع فکری عموما حاکی از وفور پارادایم(2) های نظری و یا چارچوب های ایدئولوژیکی شکل گرفت که بحث های درونمایه ای را سازمان می‌داد. این نظریات جدید که عمدتا درباب رفع و رجوع کردن بحران معنای بوجود آمده در معماری ارائه شده بود نقش مهمی را در پژوهش معماری پس از فروپاشی جنبش مدرن ایفا می‌نمود. در کل، نظریه های پست مدرن معماری را می‌توان نشانگر بحران معنا در این رشته دانست .

ادامه متن را بخوانيد
طنز
مولود محمدی

اول‌اش بر می‌گردد به روزهایی که رسانه خانم با چادر گل‌گلی‌اش روی سکوی بغل کوچه می‌نشست و تخمه می‌شکست. از صبح تا شب حواس‌اش گرم همه چیز و همه کس بود. حتا یک پچ پچ ساده هم از گوش‌های تیز ایشان پنهان نمی‌ماند و ما از صدقه‌سری وجود مبارکِ رسانه خانم به صورت منظم به اخبار مشکی + سی و نه کلاغ که روی‌اش گذاشته شده بود، دست می‌یافتیم.

ماجرا ادامه پیدا کرد تا فرزندان نوظهور، اعجوبه و حیرت آور رسانه خانم، یعنی موسیو اینترنت و مادام ماهواره پا به عرصه‌ی وجود گذاشتند و نمی‌دانم چرا با آمدن همین دو نفر فضای ما این‌قدر تنگ شده و جهان ما شد دهکده!

ادامه متن را بخوانيد
عرفان یوسفی

همان‌طور که در قسمت‌هاي قبل گفتم…!

شيخ به شهر باران مشرف شده و در طول يک ماهي که گذشت کلي کلّه‌ماهي خورده و با فضاي جديد اخت شده بود.

روزي شيخ از کنار دکّه‌ي روزنامه‌فروشي مي‌گذشت، ناگهان عکس خودش را با يک کراوات صورتي همراه يک عدد بانوي زيبا رو (که بعدها فهميد J.Lo.. است) ديد با اين عنوان:

«يکي از خواننده‌ها و بازيگرهاي به واقع برجسته‌ي آمريکا، هفته‌ي پيش صيغه کرد!»

ادامه متن را بخوانيد
اجتماعي
سیاوش بری‌رانی

می‌دانید؟ زندگی ِ ما شرقی‌ها این روزها تقریبن شبیه غربی‌ها شده، البته همراه با اما و اگرهایی كه همه می‌دانیم! می‌دانید؟ ما شرقی‌ها زیاد دوست نداریم از زندگی خصوصی و چیزهایی كه در درون‌مان می‌گذرد در محافل و مجامع عمومی، جایی كه همه هستند، سخنی به میان آورده شود. ما بیش‌تر با نگاه‌های رمزآلود و اشارات ارتباط برقرار می‌كنیم. هنر ما اندر احوالات اندرون انسان ریز نمی‌شود، چون شرم و پرده و حیایی بایدش. سالیان سال است كه ما این‌گونه‌ایم. انعكاس عمیق ِ احساسات مختلف انسان چیزی‌ست كه در محافل ما پچ‌پچ می‌آفریند و اتفاقن همه به دنبال همین پچ‌پچ‌ها هستند. اما روی صفحه و پرده‌ی رسمی و بزرگ، معمولن این‌گونه نیست.

ادامه متن را بخوانيد
آرش سیگارچی

«رسانه» یا همان Media بخش مهم زندگی انسان امروز است. این را من نمی‌گویم. كافی‌ست به دور و اطراف‌تان نگاهی بیاندازید، خود متوجه خواهید شد كه دیگر در هزاره‌ی سوم، زندگی بدون رسانه‌ها، شوخی‌ست.

برای اینكه تعریف رسانه را درك كنیم شاید لازم باشد ابتدا به مفاهیمی چون «پیام»، «فرستنده» و «دریافت كننده» آن توجه داشته باشیم. «پیام نشانه ای است كه در میان حداقل دو نفر معنای مشتركی دارد». در ارتباطات پیام‌ها بر دو نوعند «كلامی و غیر كلامی». «خوبم» شكل ساده ای از یك پیام كلامی است كه نشان از سلامت گوینده آن دارد و برای كسی كه می‌شنود نیز همان معنای مشخص را دارد. از سوی دیگر شنونده تان وقتی پشت هم خمیازه بكشد ؛ ‌كلامی بر زبان نرانده است اما به شما می‌فهماند از ادامه بحث خسته شده است. این نیز یك پیام غیركلامی است.

ادامه متن را بخوانيد
محمد حسن فتوتی

در پیدایی افکار عمومی، هاله ای از ابهام و سردرگمی وجود دارد. افکار زمانی مورد بحث قرار می گیرد که نمودی عینی و آشکار داشته باشد و از این مرحله به بعد است که بحث رهبری و هدایت افکار عمومی آغاز می شود. در ذهن کارشناسان افکار عمومی پیوسته این پرسش مطرح است که در چه بسترها و زمینه های ذهنی، نطفه های اولیه رشد می کند؟ و چگونه به وسیله رهبران فکری مرئی یا نامرئی همراه با دخالت گروه های فشار در چارچوب جغرافیایی یک کشور در هم آمیخته و از طریق کانال های ارتباطی منتشر و به صورت داوری مردم در یک جامعه باز و بسته، نمود آشکار و پنهان دارد.

ادامه متن را بخوانيد
انديشه
امين حسن‌پور

(1)

خيلی پيش‌تر از پديد آمدن واژه‌ی رسانه، کتاب حضور داشت و رسانه نبود. اين ويژگی بورژوازی بود که به «کتاب»، عنوان «رسانه» داد.

کتاب‌های پيشامدرن، بيش‌تر به کار ثبت اطلاعات می‌آمدند و حتا گاه در يک نسخه نوشته می‌شدند. اما صنعت چاپ، همان ابزاری بود که بعدها توانست به ياری ميل بی‌کران بورژوازی آيد؛ يعنی توليد برای مصرف، مصرفِ هرچه بيش‌تر.

ادامه متن را بخوانيد
وب
امین ثنایی مقدم

امه اگه 10 سال پیشه وگردیم، دوروس او زمت کی هله اینترنت ایرانˇ مئن ممنوع بو، اينيم که امی اطلاعاتی سربس [source]، روزنامه‌ٰن بؤن با «ایرانˇ ایسلامی جؤموری» رادیؤ تیلیویزیون. ای جور رسانه‌ٰن يک‌ته ویژگی دأنن و اون‌ام اينه کی اوشؤنˇ مئن چن نفر نیشنن و موخاطب‌ئبه تعیین کؤنن کی چی وا بدؤنی و چی‌يه نوا بدؤنی.

ای‌جور رسانه‌ٰن نی، معمولن ای شؤعاره دئنن کی امه سعی کأ دريم کی موخاطبه در نظر بگیریم و ایشؤن‌ئبه چن‌جور حقˇ انتخاب نئنیم و سرآخرأ نی اونه راضی دأنیم. امما اگه خورؤم بئینیم، اینیم کی به هر حال او چیزؤنˇ پوشت کی امه‌ره فارسنه، تؤلید کوننده تأثیر هننأ و امه نی اونˇ سلیقه همره پیش شنیم.

ادامه متن را بخوانيد